ابراهيم عاملي ( موثق )

441

تفسير عاملي ( فارسي )

رهائى بمرد واگذار نموده‌اند بهتر آن بود كه اين اختيار را بزن نيز ميدادند « 1 » و در عوض فقط اختيار طلاق بمرد داده ميشد . در كشورهائى كه تعدّد زوجات معمول است مرد نبايد قاعدتا زنش را رها نمايد زيرا اگر اخلاق مرد با زن جور نيست تقصير مرد است بواسطه‌ى تعدّد زوجات او و زن بيگناه است . در قانون مكزيك زن و شوهر نمىتوانند يكديگر را رها نمايند ليكن مىتوانند يكديگر را طلاق دهند . و به همين جهت است كه ازدواج مجدّد آنها با شرايط سخت انجام مىگيرد . روملوس قانونگذار مشهور روم به شوهر اجازه داد كه اگر زنش با مرد ديگر همخواب شد و يا در صدد تهيه‌ى زهر برآمد يا كليد ساختگى به كار برد ميتواند او را رها نمايد ولى اين اختيار را بزن نداده است . در آتن زنان و مردان هر دو حقّ رهائى داشتند . و بعدها كه اين قانون را از يونان بروم آوردند زنان رومى هم حقّ رهائى داشتند . و بعدها كه اين قانون را از يونان بروم آوردند زنان رومى هم حقّ رها كردن شوهر را پيدا كردند . و در قانون روملوس معيّن شده است كه اگر مردى در غير موارد سه گانه زن خود را طلاق دهد بايد نصف اموال خود را به او بدهد و نصف ديگر را وقف ( سرس ) ربّ النّوع زراعت نمايد . اين بود نمونه‌اى كوچك از حقّ جدائى زن و شوهر در نظر ملل متمدّن ، و چون با اقسام طلاق در اسلام مقايسه كنيم و اختياراتى كه در ضمن عقد ازدواج ميتواند زن براى خود معيّن كند هيچ تضييع حقّى نسبت بزن يا مرد نشده است و همچنين در يك قسم از طلاق كه طلاق « خلع » است رعايت آسايش زن منظور شده است كه ميتواند از شوهر خود جدا شود 2 - مسئله عدّه است براى زن كه از شوهر خود جدا مىشود در آيه مدّت معيّن شده است كه از اختيار شوهر جديد خوددارى نمايد تا اينكه اگر فرزندى از او داشته باشد معلوم شود ، البتّه اين مطلبى است كه در آن نسب و وابستگى به پدر و مادر رعايت شده است و خود موجب كمال ارزش عواطف و احساسات بشرى است كه بايد به اين وسيله محفوظ بماند چه اگر زنى ديروز با مردى بسر برده و امروز با ديگرى و فردا فرزندى

--> ( 1 ) در شو روى پس از تغيير رژيم حكومت اين اختيار بزنان هم داده شد .